بی ربط...
ابوالفضلم باورت نمیشه شبها که از خواب بیدار میشم هزار بار شکر می کنم که کنارمی و سالمی و راحت نفس می کشی... باورت نمیشه که ترس و نگرانیه شبهای بیمارستان هنوز که هنوزه توی دلمه و شده کابوسهای شبانه م... عزیزم دعا می کنم که به حق این روزها خدا همه ی کوچولوهای نازنین و شفا بده، خصوصا زهرا جون هم اتاقیت که طفلی دیابت گرفته بود... عکسهای این پست حسابی بی ربطه به متنش...یه سری از کارهای مامان و خاله ها... ...
نویسنده :
ندا
16:20










